منهاج سراج

309

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

از پيش او منهزم برفت ، و كشلوخان تتار از طرف تركستان آمده بود ، ناگاه برو زده ، او را اسير كرد ، و ملك خطا تمام سلطان محمد را مسلم شد ، و سلاطين خطا ( و ) سمرقند و سلاطين افراسيابى را جلا فرمود ، و بعضى را شهيد كرد ، و از آنجا به طرف عراق آمد و ممالك عراق و آذربايجان و فارس او را مسلم گشت ، و اتابك سعد را در مصاف بگرفت چنانچه بتقرير پيوسته است ، و اتابك يوزبك منهزم شد ( و بر تخت عراق پسر خود سلطان ركن الدين غوريشانستى [ ( 1 ) ] بنشاند ، و الغ خان ابى محمد را اتابك و نايب او فرمود ، و ملوك غور را نامزد كرد و بازگشت ) [ ( 2 ) ] و به طرف باميان براند مغافصة [ ( 3 ) ] سلطان جلال الدين على سام باميان را بگرفت و شهيد كرد و بازگشت و در سال سنه اثنى عشر و ستمائة از ما وراء النهر بجانب غزنين آمد و بمغافصه [ ( 3 ) ] مملكت غزنين را مسلم كرد ، و سلطان تاج الدين يلدز از جانب سنگ سوراخ [ ( 4 ) ] بجانب هندوستان رفت ، و ممالك غزنين و زاولستان و كابل تا لب سند در ضبط امراء خوارزم آمد ، و خانسالار را بغزنين [ ( 5 ) ] بنشاند و ممالك غزنين و بلاد داور و جروم [ ( 6 ) ] و تخت هر دو سلطان غياث الدين و معز الدين محمد سام طاب مرقد هما به پسر مهتر خود سلطان جلال الدين منكبرنى داد و بجانب ما وراء النهر بازگشت ، و در سال سنه خمس و عشر و ستمائة بجانب تركستان در عقب قدرخان كه پسر نويان [ ( 7 ) ] تتار بود براند ، تا به قعر تركستان به طرف شمال برفت ، چندانكه زير قطب شمالى برسيد تا بموضعى كه بياض صبح صادق ميشد ، و روز طالع ميگشت و به جهت [ ( 8 ) ] و جوب نماز خفتن فتاوى درين [ ( 9 ) ] معنى علما [ ( 10 ) ] و مفتيان بخارا آوردند ، كه چون بياض غايب نميشود ، نماز خفتن واجب شود يا نه ؟ باتفاق جواب نبشتند : كه نماز خفتن

--> [ ( 1 ) ] پ : غورنسانستى . راورتى : مانند متن [ ( 2 ) ] جمل بين قوسين در اصل نبود از ( پ ) گرفته شد [ ( 3 ) ] اصل : معافضه كه صحيح آن مغافصه است و معنى آن اخذ فجائى باشد . [ ( 4 ) ] ر : 62 [ ( 5 ) ] در اصل و پ : ببحرين ؟ در ترجمه راورتى چنين است و خانسالار كريز را بغزنين بنشاند . ولى نام اصلى اين شخص كربر است . [ ( 6 ) ] اصل : حروم . پ : حزوم كه صحيح آن جروم است بمعنى گرمسير [ ( 7 ) ] اصل : كه پسر نويان پار بود ؟ راورتى : كه پسر يوسف تتار بود ، پ : نويان تتار و نويان بمعنى امير و شهزاده است . [ ( 8 ) ] پ : به جهت ندارد . [ ( 9 ) ] اصل : در معنى . پ : درين معنى . [ ( 10 ) ] اصل : بلعمان ؟ پ : علماء